مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
728
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1020 ] فصل [ هفدهم ] : در استسقاء « 1 » وى ، مرضى است مادّى كه مادهاش غريب بارد بود كه در خلل اعضاى ظاهرى يا باطنى درآمده اعضا را از جوهريّت خود بيرون آرد و متورم گرداند . و استسقا بر سه قسم است لحمىّ و زقّى و طبلى . و هريك به قسم جدا ذكر يابد . فايده : آنكه در وى ماده در اعضاى ظاهرى بود ، لحمى است . و آنكه در وى ماده در اعضاى باطنى بود ، زقى است و طبلى . مراد از اين اعضاى باطنيه ، فضاى شكم است كه مشتمل است احشا را چنانچه در زقى گفته آيد . [ 1021 ] قسم اوّل : در لحمى « 2 » در اينجا ، مستقر ماده ، خلل و فرج لحم است ؛ لهذا لحمى گويند . و علامت وى آن است كه تمام بدن مترهّل و سست شود و منتفخ گردد همچون خمير . و چون به انگشت غمر كنند ، فرو شود تا لحظه [ يى ] همچنان به اثر غمر منخفض [ يعنى فرو ] ماند [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] آهستهآهسته برآيد و رجوع به هيئت اصلى نمايد و سپيدى بول و بطلان هضم و انطلاق طبيعت و ترشى دهان و قلت عطش پيدا بود . امّا اگر مع الحرارت بود ، نشان حرارت هويدا باشد ؛ چون شدت عطش و سرخى بول و تلخى دهان و مانند آن . بايد دانست كه سبب كلى لحمى ، ضعف قواى جگر است و سردى مزاج او در اكثر . و باشد كه از گرمى جگر افتد ؛ زيرا كه چون جگر ضعيف شود و به سوء مزاج گرم يا سرد مبتلا گردد ، غذا نيك هضم نيابد و همچنان نامنهضم در جگر آيد تغير ناگرفته و خون ناشده [ و سپس ] به اعضا و خلل گوشت درآيد و بدان سبب انتفاخ در جسد رو نمايد . و از آنكه سبب انتفاخ رطوبات لزجه است ، عند الغمر [ يعنى هنگام فشردن محل ] ، چون متفرق مىشود باز به سرعت عود نمىتواند كرد به سبب غلظت چنانچه گفته شد ؛ به
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Dropsy . ( 2 ) . قاموس القانون : Genral dropsy ; anasarca .